تبليغاتX

وبلاگ جوانان

قربان نژاد . جعفري . كرمي . جهانگيرزاده . كاميار .

در یک گفتگوی تلفنی و صمیمی با یکی از کارمندان نهاد ریاست جمهوری که قبلا در سفرهای استانی و بعدا تهران بیشتر آشنا شده بودیم اشارات جالب توجهی به موضوعات استان داشت که قسمتی مربوط به انتخاب استاندار و پشت صحنه آن بود.

وی در صحبتهای خود به وجود چند گروه برای نفوذ در تصمیم گیری اشاره کرد و گفت : اطرافیان آقای حسنی و غنی زاده نماینده قبلی و گروه منتسب به استاندار فعلی  روی دکتر فتح نژاد برای مقام استانداری تلاش دارند . وی گفت چند تن از عزیزان هستند که ابراز تمایل به استاندار شدن کرده اند که بد نیست اسامی آنها را بدانید :

جواد جهانگیر زاده نماینده سابق و کنونی ارومیه

سردار شاکری فرمانده بسیج سابق استان

سردار سعیدقربانژاد فرمانده بسیج سابق 

سردار کرمی فرمانده نیروی انتظامی استان

بیت الله جعفری نماینده سابق

علی کامیار نماینده سابق

گفتنی است این در حالی است که طیف جهانگیرزاده و قربان نژاد در ارومیه از مدتها قبل اتقادات فراوانی به مدیریت کنونی استان وارد می کردند و حتی موفق به تغییر چند مدیر استانی در استان نیز شدند.

به نظر میرسد افراد تصمیم گیر در تهران نیز نظری به جز تمامی نظرات بالا را با توجه به شرایط خاص استان دارند. به طور مثال ثمره هاشمی برادر مشاور ارشد رئیس جمهور یکی از گزینه های احتمالی برای استانداری است . به گفته این دوست عزیز به احتمال زیادی  مدیر یت استان یک فرد غیر بومی خواهد بود تا با کارشکنی های کمتری از سوی طیف های مختلف روبرو شود. 

نوشته شده توسط سجاد کریمی در شنبه 1388/04/06 ساعت | لینک ثابت |

 ؛ پنهان کردن پنجمين شکست پي در پي سيد محمد خاتمي که مهمترين ابزار جناح موسوم به اصلاح طلب براي جمع کردن ظرفيت اجتماعي در انتخابات است، يکي از مهمترين استراتژي هاي اتاق فکر اين طيف سياسي است.

در اين خصوص بررسي پنج انتخابات اخير در کشور (با احتساب دو دور انتخابات دور نهم رياست جمهوري) نشان مي دهد روند افول محبوبيت کانديداي اصلاح طلبان نه تنها مخصوص انتخابات اخير نبوده است بلکه در يک شيب معنادار از سال 82  با دومين دوره انتخابات شوراي شهر و روستا ها آغاز شد و با هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي ادامه يافت.

بر اين اساس اولين شکست رسمي سيد محمد خاتمي به نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر مي گردد، در اين انتخابات خاتمي به صراحت از مصطفي معين حمايت کرد اما بر خلاف انتظار وي، تنها 4 ميليون ايراني به معين راي دادند.

اين شکست براي خاتمي در هفته ي بعد از 27 خرداد ادامه يافت، چرا که حتي حمايت هاي معنادار سيد محمد خاتمي از هاشمي رفسنجاني موجب پيروزي هاشمي نشد، به اين ترتيب ناظران سياسي معتقد بودند عملکرد 8 ساله دولت اطلاحات به اندازه کافي از محبويت خاتمي کاسته است.

سال 85 نيز نيروهاي اصلاح طلب براي پايان دادن به شکست هاي خود، در سومين دوره ي انتخابات شواري شهر به صورت رسمي از عکس هاي خاتمي استفاده کردند و نتيجه باز هم چيزي جز شکست نبود.

هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي اما نقطه عطفي بود که حتي بعد ها موجب کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري دهم شد.

عنوان "ياران خاتمي" در حالي شهر هاي مختلف به خصوص تهران را پر کرد اما توفيق حداقلي اصلاح طلب ها در سومين دوره انتخابات شهر و روستا نيز از دست رفت و دست آخر تئوري پردازان اصلاح طلب را به اين نتيجه رساند که در دور دوم انتخابات مجلس هشتم به طور کلي از عکس و اسم خاتمي استفاده نکنند.

اما شکست سنگين و تاريخي آقاي خاتمي به هفته ي گذشته برمي گردد: فشار همه جانبه گروه هاي مرجع اصلاح طلب به خاتمي براي حضور در عرصه انتخابات موجب شد، وي از بهمن ماه سال 87 حدودا 40 روز کانديداي محبوب اصلاحات باشد، اما حضور يکباره ميرحسين موسوي در انتخابات و کناره گيري خاتمي اولين بذر هاي ناراحتي را در جبهه اصلاح طلب کاشت.

پس از کناره گيري خاتمي به بهانه حضور موسوي، خاتمي تبديل به رهبر جبهه اصلاح طلب شد، مسئله اي که به هيچ عنوان مورد قبول تمام احزاب اصلاح طلب قرار نگرفت.

خاتمي طبق پيش بيني ها با گرفتن عکس يادگاري، تمام و کمال به حمايت از ميرحسين موسوي پرداخت ولي نتيجه باز هم نشان داد تاريخ سياسي ايران به دوران "پايان خاتمي" رسيده است.

استفاده افراطي از چهره خاتمي در پوسترهاي مهندس موسوي، حضور چشمگير وي در فيلم انتخاباتي ميرحسين و اظهار نظرات متعدد وي در حمايت از کانديداي مشارکت و مجاهدين براي سنجش محبوبيت آقاي خاتمي کافي بود اما با عدم اقبال جامعه به ميرحسين موسوي يکي از دلايل کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات مشخص شد!

اين موضوع از اظهارنظرات خود شخص سيد محمد خاتمي نيز پيداست؛ آنجا که وي صريحا اعلام مي کند اگر من راي نياورم براي اصلاحات خيلي بد است.


نوشته شده توسط سجاد کریمی در شنبه 1388/04/06 ساعت | لینک ثابت |

مهران مدیری، امین حیایی، مهناز افشار، جواد رضویان، بهاره رهنما و گلشیفته فراهانی از جمله افراد حاضر در لیست پولدارترین ها هستند. «باران کوثری» اما برخلاف دیگر هم‌سلکان خود شکست تلخی را با اکران «کتونی سفید» تجربه کرد

در این گزارش با اشاره به اینکه در سال86 رضا عطاران، محمدرضا گلزار، نیوشا ضیغمی ، باران کوثری، امین حیایی، اکبر عبدی و مهناز افشار به عنوان ستاره‌های پولساز اکران 86 شناخته شدند، می نویسد: برای گفتن اینکه مهران مدیری نفر اول این فهرست است، نیازی به عملیات ریاضی و آماری آنچنانی نیست چون هر دو فیلمی که از او اکران شد فروش خیره کننده‌ای داشتند. اتفاقا می‌شود گفت خیلی‌ها فقط برای دیدن «مهران مدیری» با آن گریم و لحن متفاوت به دیدن «همیشه پای یک زن در میان است» رفتند و بازی روان و شیرینش بود که مخاطب را به سالن‌های نمایش دهنده «دایره زنگی» کشاند.

به هرحال این کارگردان- بازیگر طناز با فروش متوسط بیش از 95/1 میلیارد تومان برای هر فیلمش پولسازترین بازیگر تلویزیونی سینما در سال گذشته بود. اتفاقا نفر دوم این فهرست هم یک چهره محبوب تلویزیونی است؛‌ «جواد رضویان» که اگر همزمان چند فیلم هم در اکران داشته باشد، به هیچ کدام لطمه گیشه‌ای نمی‌خورد. (مطلبی که با اکران همزمان «دلداده» و «10 رقمی» تأیید شد).

رضویان سال پیش سه فیلم روی پرده داشت که همه میلیاردی شدند و حضور وی تاثیری مستقیم در این فروش‌های رویایی داشت. متوسط فروش هر فیلم او کمی بیش از 55/1 میلیارد تومان بود.

نفر سوم و چهارم بازیگران پرفروش، اما ستاره‌هایی نیستند که مخاطب به صرف حضور آنها روانه سینما شود، اما به هر حال نقش‌های مکملی که در پرفروش‌های 87 (بویژه دایره زنگی) بازی کردند، باعث شد نامشان در این فهرست درج شود؛ «بهاره رهنما» و «نیما شاهرخ شاهی».

البته باز تماشاچی تصورات تلویزیونی از رهنما دارد اما مطمئناً برای خیلی از سینماروها هنوز شاهرخ شاهی (که اتفاقا سال 86 فیلم پرفروش «پارک وی» را روی پرده داشت) شناخته شده نیست. متوسط فروش فیلم‌های این دو نفر حدود 5/1 میلیارد تومان بوده است.

«مهناز افشار» هم کماکان سالی دو، سه فیلم نمایش داده شده پرمخاطب دارد؛ وی در سال 87 هم با «انعکاس» و «دعوت»، جایگاه خود را در بین ستارگان معدود سینمای ایران حفظ کرد. او حالا انتخاب‌های درست‌تر و بازی‌های به مراتب بهتری هم دارد و همین امر بسیاری را (علاوه بر تهیه‌کنندگان!) به آینده هنری‌اش امیدوار کرده است.

متوسط فروش فیلم‌های افشار در سال پیش 3/1 میلیارد تومان بود. «گوهر خیراندیش» هم با بازی در 3 فیلم پرمخاطب سال و متوسط فروشی کمتر، رده بعدی را دارد با این تفاوت که نام او مثل مهناز افشار کسی را به سینما نمی‌کشاند و او بیشتر مکمل فوق‌العاده‌ای است بر ستارگان پولساز.

اما نام‌های بعدی این فهرست هر کدام به نوعی سرشناسند؛ «امین حیایی» بازیگری که در چند سال اخیر بلااستثنا فیلم‌های پرفروشی داشته و نامش در بهترین جای فهرست ستاره‌های سودآور قرار گرفته است. حتی آنها که پیش‌بینی می‌کردند چهره حیایی برای مخاطب تکراری شود هم در اشتباه بودند چون نام او هنوز مخاطب را به سینما می‌کشاند.

حیایی سال 87 سه فیلم در اکران داشت که متوسط فروش 2/1 میلیارد تومان را برای او رقم زد. (البته اگر «ستاره می‌شود» در زمان بهتر و با تبلیغات بیشتری اکران می‌شد این رقم خیلی بیشتر از اینها می‌شد.) بعید است حالاحالاها تهیه‌کنندگان از این معدن گنج دست بکشند.

اما سال گذشته بهترین سال سینمایی «رضا کیانیان» از نظر گیشه بود. نقش‌آفرینی متفاوت در «همیشه پای یک زن در میان است» برای او که تاکنون توانمندی‌های فوق‌العاده‌اش را در عرصه‌های جدی‌تر سینما آزموده بود، کفایت می‌کرد تا نامش بار دیگر بر سر زبان‌ها بیفتد. هر چند نقش کوتاهش در «سه زن» بسیاری را خوش نیامد اما در مجموع فروش بالای فیلم کمال تبریزی، متوسط فروش 2/1 میلیاردی را برایش رقم زد.

«گلشیفته فراهانی» هم به خاطر همین فیلم و البته به لحاظ شکست تجاری دیوار متوسط فروش 1/1 میلیاردی در سال گذشته داشت، درست شبیه «آناهیتا نعمتی» که او هم به خاطر «زن دوم» و حضور کوتاهش در «دعوت» برای اولین بار به باشگاه میلیاردی‌ها پیوست.

«محمدرضا شریفی نیا» هم که این روزها به تعبیر خودش «آچار فرانسه» سینمای ایران شده و اگر فیلمی بدون او تولید شود باید تعجب کرد، را نباید در این فهرست، فراموش کرد. او سال گذشته نیز سال خوبی را با نمایش 4 فیلم داشت که متوسط فروش هر فیلمش هم همان 1/1 میلیارد تومان بود.

«باران کوثری» اما برخلاف دیگر هم‌سلکان خود شکست تلخی را با اکران «کتونی سفید» تجربه کرد و نتوانست کارنامه موفقی را در اکران 87 به نام خود به ثبت برساند. او با همان «دایره زنگی» و فروش متوسط کمتر از یک میلیارد تومان سال را به پایان برد.

اما 87 سال خوبی برای «نیکی کریمی» بود. او که پس از تمرکز روی کارگردانی و ترجمه و نوشتن و البته حضور در فستیوال‌های خارجی، بازیگری را جدی‌تر ادامه داد و مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفت و باید گفت بخشی از فروش‌های خوب فیلم‌هایی چون «زن‌ها فرشته‌اند» و «زن دوم» بی‌ارتباط با حضور او نبوده است. متوسط فروش 920 میلیونی برای این ستاره سال‌های نه چندان دور سینما رقمی رضایتبخش است.

اما قرار گرفتن نام «یوسف تیموری» و «الهام حمیدی» در اینجای فهرست آن هم با فروش متوسط 900 میلیونی کمی عجیب است؛ به هرحال این قوانین نانوشته کمدی و بده بستان‌های مخاطب با چهره‌های محبوب تلویزیونی همیشه در سینما تاثیرگذار بوده است.

اما فکر می‌کنید بیشترین فیلم اکران شده از یک بازیگر در سال پیش مربوط به چه کسی بوده است؟ مطمئنم درست حدس زدید؛ «مهران رجبی» با 6 فیلم! اگر «روز بر می‌آید» و «مینای شهر خاموش» را از فهرست او حذف می‌کردیم جای او حتی از «مهناز افشار» هم در این فهرست بالاتر می‌رفت!

اما به هرحال به لطف 3 فیلم میلیاردی‌اش در گیشه، متوسط هر فیلم «مهران رجبی» 850 میلیون تومان بود و برای همین است که سینمایی‌ها و تلویزیونی‌ها برای در اختیار داشتنش جنگ و دعوا دارند!

«محمدرضا فروتن» هم از فیلم‌هایش حتما راضی است. جز تجربه شکست خورده «خاک سرد» (با 20میلیون فروش!) او 3 فیلم دیگر روی اکران داشت که فروش‌های خوبی داشتند و هر چند مخاطب، بازی‌اش در «دعوت» را چندان نپسندید، اما «کنعان» و «زن دوم» او را در مقام همان بازیگر محبوب سال‌های قبل قرار داد.

حالا می‌شود گفت فروتن پس از چند سال انتخاب‌های نامناسب، بازگشته تا تهیه‌کننده‌ها هم دوباره رویش حساب باز کنند. «مهتاب کرامتی» اما در سال گذشته هم «آتش سبز» ضد مخاطب را داشت و هم «زن‌ها فرشته‌اند» گیشه ای را. فیلمی که یک پاشنه فروشش روی او می‌چرخید.

البته «حس پنهان» که تلفیقی از هر دو بود را هم بر پرده داشت اما در نهایت متوسط فروش فیلم‌هایش به 700 میلیون تومان هم نرسید.

از «افسانه بایگان» که بگذریم و «اکبر عبدی» را با متوسط فروش 600 میلیون برای 3 فیلم، بازیگر تقریبا موفق گیشه بخوانیم، «حمید گودرزی» یکی از بدترین سال‌های سینمایی‌اش را پشت‌سرگذاشت. از او 5 فیلم اکران شد که فقط «انعکاس» فروخت که در آن هم نقش مکمل داشت. تمام نقش اول‌های او در سال 87 شکست خوردند و حتی تهیه‌کننده‌ها که قصد داشتند از زوج سینمایی او و نیوشا ضیغمی (که هر دو سال‌های قبل فیلم‌های پرفروشی داشتند) و تکرارش برای مخاطب، پول پارو کنند، پشیمان شدند.

گودرزی و ضیغمی سال گذشته 3فیلم مشترک بر پرده داشتند که بیشترینش فقط 370 میلیون فروخت! برای «رضا عطاران» هم چنین اتفاقی افتاد و با شکست «قرنطینه» و استقبال کمرنگ از «تیغ زن»، می‌شود گفت حتی از اعتبار سینمایی‌اش کاسته شد.

«شهاب حسینی» نیز هر چند در جشنواره کار را تمام کرد اما اینکه مجموع فروش 3 فیلم اکران شده‌اش در سال 87 به 200 میلیون هم نرسید را حتما می‌توان به‌عنوان خاطره‌ای بد در حافظه سینمایی‌اش اعلام کرد. عزت‌الله انتظامی و پگاه آهنگرانی و ... هم سال بدی را در گیشه تجربه کردند. لازم به یادآوری است که در این گزارش آماری، بازیگرانی در نظر گرفته شده بودند که حداقل 2 فیلم اکران شده در سال داشتند بنابراین محمدرضا گلزار، رضا شفیعی‌جم، ترانه علیدوستی،کامبیز دیرباز، مریلا زارعی و چند نفر دیگر باوجود فروش بالای تک فیلم‌هایشان، در این فهرست لحاظ نشده‌اند.
.

نوشته شده توسط سجاد کریمی در شنبه 1388/04/06 ساعت | لینک ثابت |
آقاي موسوي، رأي ملت، اراده ملتي بزرگ است كه همه جهان را از منطق، متانت، شجاعت و صلابت خود به اعجاب واداشته است. به ملت برگرديد و بر باطن ديكتاتور خود غلبه كنيد و اعتباري را كه به نام امام، انقلاب و شهيدان براي خود ساخته‌ايد، يكباره نسوزانيد

« إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلاَتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهات» نهج‌البلاغه-خطبه16

آن کس که عبرت‌ها پیش‌روی اوست و از عذاب آن پند گیرد، تقوا و خویشتنداری، او را از سقوط در شبهات نگه می‌دارد.

انتخابات ریاست جمهوری دهم، سی‌امین انتخابات در جمهوری اسلامی است. در تطور ایام، گرایش‌های مختلفی پیروز انتخابات بوده‌اند. چپ، راست، لیبرال، خط امام، اصلاح‌طلب، اصولگرا، نگاهی به مجالس مختلف و نیز رؤسای جمهور، این واقعیت را نشان می‌دهد که نظام جمهوری اسلامی ظرفیت چنین تحولاتی را داشته و به‌خوبی آن را مدیریت کرده است.
بعد از انتخابات همه به نتیجه آن تمکین کرده‌اند، اگرچه این ادبیات را نمی‌پسندم، ولی به تعبیر آنها «قواعد بازی» را رعایت کرده‌اند. در سال 1376 هنوز نتایج آرای آقای خاتمی کامل اعلام نشده بود که رقیب او آقای ناطق نوری پیام تبریک فرستاد و به نتیجه تمکین کرد. دوره نهم در مرحله دوم بعد از اعلام نتایج انتخابات و فاصله زیاد بین آرای احمدی‌نژاد و هاشمی، آقای هاشمی هرگز تن به رأی مردم نداد و واقعیت انتخابات را نپذیرفت و دریغ از پیام تبریک و همو این سنت سیئه را در قانون‌گریزی پایه گذاشت.
در دوره دهم، از چندین ماه قبل از آغاز انتخابات، مرد حاشیه‌نشین دو دهه پرتلاطم، چهره صامت سیاست، احساس خطر کرد و با انبانی از تهمت و افترا به رئیس جمهور وقت و با سازماندهی دو رقیب و دولت پیشین (هاشمی و خاتمی) به میدان آمد. در این دوره هیچ رسالت و برنامه‌ای برای کاندیداها موضوعیت نداشت، آمده بودند تا احمدی‌نژاد را دفع کنند. هزینه‌های سرسام‌آوری را به میدان آوردند، در پیش چشم یک ملت به رئیس جمهورشان اهانت کردند، او را دروغگو نامیدند. با بهره از نهادهای دولتی، میلیون‌ها اقلام تبلیغاتی را توزیع کردند و نماینده یک ملت سرافراز را دروغگو خواندند. ادبیاتی را در سخن گفتن غیابی با رئیس جمهور در رسانه ملی به‌طور مستقیم برگزیدند که تاریخ این ملت پیوسته از یادآوری آن شرم خواهد کرد و در ادب ایرانیان بی‌سابقه بود.
بعد از آن در گستره وسیع تبلیغاتی این «بی‌ادبی» نابخشودنی را «ادب مرد» توصیف کردند و آن را بهتر از دولت او دانستند! جرم احمدی‌نژاد، آن بود که «اسرار هویدا کرده بود.» و ارتباط هاشمی - خاتمی - موسوی برملا گشته بود. ملت مسیر رفته در دوران این سه تن را دوباره طی نکرد و به انتخابی دیگر روی آورد.

بعد از آن‌که شنیدند و در مناظره‌ها به همه حرف‌ها گوش دادند. و سرانجام انتخاب کردند و در انتخاب خود عدالت را برگزیدند و آرمان امام را از میان امواج نادرستی‌ها و ناپاکی‌ها تشخیص دادند. جمعه بیست و دوم خرداد همه آمدند و با تصمیمی قاطع و قریب بیست و پنج میلیون رأی از قریب چهل میلیون آرای مردم، احمدی‌نژاد را دوباره برگزیدند. این درست‌ترین انتخاب بود. اینک مدعیان آزادی به این نتایج تن نمی‌دهند! آیا با مکتب و مرام آنان تن ندادن به تصمیم یک ملت، دیکتاتوری نیست؟ قبول نداشتن قانون، قبول نداشتن مردم، چه معنایی جز دیکتاتوری دارد؟ کسی که جز خود کسی را نمی‌پذیرد و اراده خود را قانون می‌داند در ادبیات سیاسی چه عنوانی جز دیکتاتور دارد؟ قاعده دموکراسی پذیرش تصمیم اکثریت است. همه کسانی که با چهار عمل اصلی آشنایی دارند، عدد «24» را بالاتر از «13» می‌دانند. اصرار بر تحمیل اقلیت بر اکثریت به زور اغتشاش، اجیر کردن اوباش در تخریب اموال مردم، آتش کشیدن خیابان‌ها، نا‌امن کردن زندگی مردم،‌به‌هم ریختن آرامش روزانه و شبانه، زنگ خطر برای محو آزادی در میهن «خمینی» کبیر نیست؟ مردی که میزان را رأی ملت دانست، مردی که همه کسانی را که به قانون تمکین نمی‌کنند، دیکتاتور خواند. اگر آقای موسوی خود را نخست‌وزیر امام می‌داند و با این تابلوی انتخاباتی درصدد جذب رأی ملت برخاسته بود، میان این موضع و این مقاومت علیه ملت چه پاسخی دارد؟ خود آقای موسوی چند‌بار انتخابات برگزار کرده است مجلس دوم، مجلس سوم، ریاست جمهوری پنجم، رفراندوم اصلاح قانون اساسی،... و آقای خاتمی خود برگزار‌کننده انتخابات ریاست جمهوری دوره دوم خود (هشتم)، مجلس ششم و هفتم نبوده است؟ مگر روال نظارت بر انتخابات تجربه سی‌ساله نظام نیست! چرا از قانون تبعیت نمی‌کنید؟ از تنها زمان انتخابات مجلس هشتم یک طیف سیاسی درصدد کودتای سبز و سفید علیه نظام برآمد و تصمیم به تعطیل انتخابات در کشور گرفت، همان طیفی که امروز پشتیبان موسوی و بلکه گرداننده اوست و ملت به همه آنها «نه»ی بزرگی گفت. چهره‌های خشن را از پس آرایش فریبنده دموکراسی شناسایی کرد. در همه صندوق‌های رأی نمایندگان نامزدها که بیشترین آن را موسوی شکل داده بود، حضور داشتند. آقای موسوی چگونه با این سن و تجربه، نتوانسته است این واقعیت را درک کند که بر این ملت نمی‌توان اراده‌ای خارج از تصمیم خود آنان تحمیل کرد. خصوصاً آن‌که پایگاه این تحمیل، بیگانگان و دشمنان این ملت بزرگ باشند. یک‌بار دیگر پرونده 8 سال دفاع مقدس و پرونده هسته‌ای را در دولت احمدی‌نژاد مطالعه کند تا برای چندمین‌بار این واقعیت را دریابد. جناب آقای موسوی اشکال خود را بر انتخابات دهم چنین برشمرده است:
- آقای احمدی‌نژاد در مناظره از آقای هاشمی نام برده است. [پس انتخابات باطل است]
- دولتمردان آقای احمدی‌نژاد از دولت او حمایت کرده‌اند! [پس انتخابات باطل است]
- آقای احمدی‌نژاد با امکانات دولت سفر به استان‌ها کرده است. [پس انتخابات باطل است]
و همسر «اندیشمند» او استدلال کرده است: که چگونه ممکن است مردم شریف لرستان به داماد خود آقای موسوی رأی نداده باشند. [کسی از این داماد عزیز بپرسد، چند بار به پدرزن و مادرزن خود سر زده است]
- چگونه مردم غیور آذربایجان به همشهری خود رأی نداده‌اند؟ [این فرزند عزیز چند بار به والدین خود سر زده است؟]
من درباره قوت این استدلال‌ها هیچ داوری نمی‌کنم، ارزیابی را به ملت فهیم ایران واگذار می‌کنم.
اما چند پرسش از آقای موسوی باقی است:
- آقای موسوی چرا در آغاز روز جمعه به‌طور مستمر اعلام پیروزی کرده است و در پایگاه اطلاع‌رسانی خود اعلام جشن پیروزی نموده است.
- آقای موسوی چرا مدت‌ها قبل از رأی‌گیری برای جشن پیروزی روز بیست و سوم اعلام برنامه کرده است؟
آقای موسوی ساعت 00/23 روز رأی‌گیری با کدام سند در مصاحبه مطبوعاتی با رسانه‌های داخلی و خارجی خود را پیروز انتخابات خواند. غیب می‌دانست؟ یا برای رأی ملت ارزشی قائل نبود؟
- چرا پشتیبان فکری و عقیدتی ایشان قبل از پایان رأی‌گیری، پیام تبریک فرستاده است؟
- اگر آقای موسوی گمانه‌زنی و نظرسنجی‌ها را ملاک گرفته است، صرفنظر از مبانی و تحلیل این نظرسنجی‌ها،‌یک نظرسنجی ارائه کند که ایشان را پیروز انتخابات نشان داده باشد.
- اگر به فضای عمومی جامعه توجه داشته است، حداقل دیدگاه مردم را در استقبال از سفرهای انتخاباتی احمدی‌نژاد به مشهد، تبریز، ارومیه، ساری، اهواز و اصفهان مرور کند و بار دیگر بیندیشد و در فهم خود از «ملت» تجدید‌نظر کند.
به دوست همفکر و عزیز خود جناب آقای خاتمی، یادآور شوید آن‌روز که در اجتماع هواداران شما، شعار مرگ بر احمدی‌نژاد سر داده شد و ایشان از نگاه آزادمنش و دموکرات و مؤدب خود شعار را به مرگ بر تفکر احمدی‌نژاد برگرداند، بداند این مرگ با اراده ملت به دعا تبدیل شده است و اندیشه و گفتمان امام حیات دوباره یافته است.
آقای موسوی، رأی ملت، مدرک تحصیلی و مدارج دانشگاهی همسر، داماد و دختر نیست که قابل اغماض باشد، اراده ملتی بزرگ است که همه جهان را از منطق، متانت، شجاعت و صلابت خود به اعجاب واداشته است. به ملت برگردید و بر باطن دیکتاتور خود غلبه کنید و اعتباری را که به نام امام، انقلاب و شهیدان برای خود ساخته‌اید، یکباره نسوزانید. مردم به این اعتبار و شعار هواداران شما که «بسیجی حیا کن...، توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد» و مرگ... و آتش و تخریب، و سرقت و تهاجم به جان و نوامیس مردم نمی‌توانند جمع کنند. هنوز برای بازگشت به آغوش ملت دیر نیست، به تجربه دیروز بیندیش، فردای خود را قربانی مکن. ملت تسلیم‌پذیر نیست و هزینه آزادی و عدالت را می‌پردازد. مبادا که منتقم «کلمبیا» شده باشی و به تلافی «هولوکاست» برخاسته باشی؟ امروز شعار ملت ایران این است: «سرفراز باشی میهن من»
نوشته شده توسط سجاد کریمی در شنبه 1388/04/06 ساعت | لینک ثابت |

وبلاگ مسعود ده نمکی که کارگردان پر آوازه فیلمهای اخراجی ها ۱ و ۲ بوده در روز دوشنبه توسط طرفداران آزادی بیان هک شد !! این در حالی است که تعداد بازدید کنندگان این وبلاگ شخصی روزانه بالغ بر ۶۰۰۰ هزار نفر بوده و هک کنندگان وبلاگ با نوشتن و ارسال مطالبی از طرف ده نمکی تنها می خواستند چهره ایشان تخریب شود که به فضل الهی با برگرداندن وبلاگ از دست آزادی طلبان این امر میسر نشد. گفتنی این اولین باری نیست که طرفداران آزادی دست به چنین اقدامی میزنند مثلا در اقدامی نا موفق حمله به سایت های فارس نیوز رجانیوز کیهان  و سایت های مشابه را در دستو ر کار داشتند.

 

نوشته شده توسط سجاد کریمی در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت | لینک ثابت |
دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري:حجت الاسلام اکبر هاشمي رفسنجاني پس از وقايع 30 خرداد 60 در خطبه نماز جمعه مورخ 26/4/1360 اعلام کرد:هدف دشمن ملکوک کردن انتخابات و بيرون کردن مردم از صحنه است.
 
به گزارش جوانان به نقل از روزنامه اطلاعات روز شنبه مورخ 27 تير 60 ، حجت الاسلام اکبر هاشمي رفسنجاني ضمن اعلام اين مطلب افزود:دشمن براي دلسرد کردن مردم وقتي انتخابات شروع شد چون مي دانست که ايادي اش راي ندارند سعي کرد انتخابات را ملکوک کند.
لذا ديديد در انتخابات خبرگان و بعد قانون اساسي بوسيله همين گروه منافق که امروز چهره شان خوب شناخته شده به عنوان يک شعار انقلابي که انتخابات آزاد نيست درست شد اما عليرغم تحريم هاي بي ثمر ، مردم همچنان ماندند و راي دادند.
هاشمي رفسنجاني ادامه داد:متاسفانه در مراحل بعد کسانيکه مسئول بودند و بوق مسئوليت در اختيار داشتند اينها با گروههاي منافق همصدا شدند و براي ملکوک کردن انتخابات و در حقيقت براي بيرون کردن مردم از صحنه و دلسرد کردن مردم داد و فرياد بلند کردند.
حجت الاسلام اکبر هاشمي رفسنجاني افزود:آن آقاي بني صدر همان دستگاه اجرايي که انتخابات رياست جمهوري برگزار کرده بود را تائيد مي کرد اما همان دستگاه وقتي که انتخابات مجلس را برگزار مي کرد ، بني صدر گفت من قبول ندارم! اين يعني تناقض يک بام و دو هوا.
هاشمي رفسنجاني ادامه داد: ريشه اصلي اين بود که به مردم بگويند اين انتخابات بي معناست، راي شما درست نيست ، شما راي نداديد يا گول خورديد يا شکل ديگري ملکوک کنند.روي اين قضيه خيلي کار کردند بيش از جريان معمولي کار کردند همه نيروهايشان را صرف کردند، خوشبختانه ضربات قاطع امام و هوشياري مردم اين هدف شوم را ناکار کرد که اگر به اين هدف مي رسيدند آن هدف اساسي تيرهايي که از طريق استعمار غرب و شرق تعقيب مي شود محقق مي شد.
حجت الاسلام اکبر هاشمي رفسنجاني افزود:دشمن در پي اين است که اين فکر را در ذهن مردم رسوخ بدهد که رايشان سرنوشت ساز نيست. اين ظريفترين حرکت دشمن است که به دنيا بگويد اين جمهوري اسلامي پشت سرش آراء و احساسات مردم را ندارد.امروز چندين راديوي خارجي و دهها روزنامه بلندگوي صهيونيسم و امپرياليسم در دنيا نغمه راه انداخته اند که دل اين ملت مسلمان را بلرزانند.
نوشته شده توسط سجاد کریمی در یکشنبه 1388/03/31 ساعت | لینک ثابت |

در پي حضور در تجمعات غير قانوني ديروز تهران؛
 

 پنج تن از اعضاي خانواده اكبر هاشمي رفسنجاني كه در بين آنها فائزه هاشمي نيز به چشم مي‌خورد، شب گذشته توسط ماموران امنيتي شناسايي و با حكم مرجع قضايي دستگير شدند.

به گزارش شبكه ايران ؛ فائزه هاشمي، دختر وي، همسر حسين مرعشي، دختر مرعشي و خواهر زن وي از جمله دستگير شدگان هستند.
اين گزارش مي‌افزايد اين 5 نفر روز گذشته در تجمعات غير قانوني خيابان آزادي در حال تحريك و تشويق اغتشاش گران بودند.
گفته مي شود يكي ديگر از فرزندان هاشمي رفسنجاني نيز روز گذشته در نا آرامي‌هاي ميدان توحيد حضور داشته كه پس از شناسايي بلافاصله متواري شده است.


نوشته شده توسط سجاد کریمی در یکشنبه 1388/03/31 ساعت | لینک ثابت |